“جهانی را تصور کن پر از لبخند و آزادی”؟، مسعود دهقان*
۱. با اینکه از سبک خواندن سیاوش قمیشی خوشم نمی آید ولی شعر “تصور کن” که در آلبوم جدیدش خوانده، خیلی به دلم نشست، مخصوصا آن زمان که کلیپ آن را دیدم کمی به فکر فرو رفتم هنگامی که می گفت: ” جهانی را تصور کن پر از لبخند و آزادی ” و پیش خودم فکر می کردم که آیا می شود روزی را در این کره خاکی دید که جنگ و نزاعی بین داعیه داران مقام خلیفه گی خداوند در نگیرد.
۲. یکی، دو هفته ای است که جنگ سختی در عروس خاورمیانه بین اسرائیل و لبنان در بین است. البته اگر بخواهم بهتر بگویم و بنا بر ادعای آنچه که هر روز از رادیو و تلویزیون خودمان می شنویم، بین جنگ طلبان صهیونیستی و نیروهای حزب ا… لبنان است.
۳. در این یکی، دو هفته گذشته هر وقت که E – Mail خودم را چک کردم چند تا E – Mail از فجایعی که در این جنگ اتفاق افتاده - مردمی که کشته و مجروح شدند و خرابیهایی که باعث فلج شدن کشور لبنان حداقل به نظرم در ۱۰ سال آینده شده است - و یا Petition برای محکوم کردن این وقایع برایم ارسال شده بود. چند تا از E – Mail هایی که عکس هایی از این جنگ را به همراه خود داشت باز کردم و آن هنگام که آنها را دیدم بی اختیار به یاد جنگ خودمان – ایران و عراق – افتادم؛ احساس بسیار بد و ناخوشایندی به من دست داد. به خاطر همین بعد از آن کلیه E – Mail هاییکه احساس می کردم در این رابطه برایم ارسال می شد را تصمیم گرفتم باز نکنم.
۴. آن لحظه متوجه نشدم این احساس بد و ناخوشآیند از کجا آمد ولی بعد از قدری تامل کردن متوجه شدم. آری من از جنگ خودمان زخمی بسیار سخت و کاری بر سینه دارم. زخمی که به هیچ وجه نمی شود آنرا مداوا کرد و دارو و مسکن های موجود هیچکدام نمی توانند آنرا التیام ببخشند. زخمی که هر چند وقت یکبار دهن باز می کند و درد جانکاهش مانند شمع آبم می کند. آری در جنگ خودمان مردان و زنان بسیاری در پی تجاوز آشکار صدام به خاک میهنمان خواسته یا ناخواسته شربت شیرین شهادت را نوشیدند و فرزندان و یادگاران آنها نیز مانند من هر چند وقت یکبار زخم نبود پدر یا مادرشان دهن باز می کند و آنان را مانند شمع آب می کند. و حالا به یاد کودکان و مردان و زنان لبنانی و اسرائیلی می افتم که ناخواسته در این جنگی که هیچ پیروزی ندارد، درگیر شده اند که اگر جسم شان کشته یا مجروح نشود احتمالا پس از چندی روح شان کشته یا مجروح می شود و حکومت شان جسد همسران و فرزندان و برادران و خواهران آنها را برایشان می فرستد و آنها سرمایه ای به غیر از اشک ندارند که برای عزیزان شان نثار کنند و آنها نیز مانند خواهران و برادران ایرانی خود به مانند شمعی آب خواهند شد.
۵. در جایی نشسته بودم و جمعی مشغول صحبت پیرامون جنگ اسرائیل و لبنان بودند. یکی از بین آن جمع گفت: “آمریکا و اسرائیل می دانند چگونه عمل می کنند. آنها می خواهند ایران را بزنند ولی ترجیح می دهند اول نقاطی که ایران روی آن حساب باز می کند را بزنند که اگر به ایران حمله کردند منافعشان در سراسر دنیا کمتر به خطر بیفتد. حزب ا… هم خیلی نمی تواند در مقابل آمریکا و اسرائیل کاری انجام دهد یا باید اسلحه اش را بنا بر خواست جامعه جهانی بر زمین بگذارد یا کاری می کنند که لبنان و حزب ا… بیشتر از این از بین برود. در هر صورت آمریکا و اسرائیل مقدمات حمله به ایران را دارند فراهم می کنند.” یک لحظه وحشت بدی وجودم را فرا گرفت. واقعیتهایی که از جنگ خودمان دیده بودم به همراه عکسهای جنگ افغانستان، عراق و اکنون فلسطین و لبنان از مقابل چشمانم گذشت و تصور آنکه این واقعه برای ایران هم رخ دهد مو را بر تنم سیخ کرد. ترجیح دادم که آن جمع را ترک کنم زیرا بیش از این تاب تحمل آنچه که در ذهنم متصور بود، را نداشتم. اما خوره این تصور وجودم را رها نمی کرد و فکر می کردم که خودکامگان در طول تاریخ چگونه روزی در پی تحکیم قدرتهای خویش و یا ایدئولوژیهای ناکجا آبادی و روزی دیگر در پی مبارزه با تروریسم مردمان یک سرزمین را به آغوش مرگ می غلتانند. از چنگیزخان و تیمورخان گرفته تا پل پوت و موسولینی و هیتلر و صدام حسین و شارون و برادر حسین و سردار پیچیده و … . شاید گفتن این جمله قدری غیرمتعارف باشد ولی به نظرم نه ایهود اولمرت و نه سید حسن نصرا… دغدغه مردم خود را دارند بلکه دنبال اهداف دیگری هستند که من به عنوان شخصی که با هر نوع جنگی مخالفم، آنرا نمی فهمم. زیرا اگر دغدغه مردم خود را داشتند دیگر ادامه دادن این جنگ بیهوده برای آنها محلی از اعراب نداشت. تروریست به نظر من کسانی هستند که جنگی به هر بهانه ای بر می افروزند و آنرا ادامه می دهند بدون اینکه خیل عظیم مردمی را که در مقابل گلوله های دو طرف درو می شوند را ببینند.
۶. من به عنوان یک ایرانی صلح طلب - که با هر نوع جنگی مخالفم و آرزو می کند که چنین واقعه دردناکی برای مردم کشورم که تنی خسته از جنگ تحمیلی ۸ ساله دارند نیفتد – تنها راه نجات بحران فعلی خاورمیانه را در آتش بس بدون قید و شرط بین طرفهای درگیر در کوتاه مدت و تلاش صلح طلبان جهان فارغ از هر نوع رنگ و آئین و ایدئولوژی برای ایجاد یک صلح پایدار در جهان در بلند مدت می دانم. ۷. نمی دانم عمر کوتاه این دنیایی من آن روز را خواهند دید که مردم این کره خاکی از جنگ و نزاع با یکدیگر دست بردارند؟ نمی دانم بنیادگرایان یهودی، مسیحی و اسلامی که گویا زنده بودن آنها در جنگ می گذرد و در اتفاقات رخ داده در سالهای اخیر رد پای آنها را به وضوح می توان مشاهده کرد از صفات خدایشان فقط جبار و منتقم بودن آن را فهمیده اند؟ من افتخار می کنم به همراه خیل بیشماری از آزادیخواهان دیندار جهان، صفت رحمان و رحیم بودن خدایمان را فرا گرفته ایم و امیدوارم روزی فرا رسد که آن شعر بالا – ” جهانی را تصور کن پر از لبخند و آزادی ” - در تمامی دنیا طنین انداز شود و از تصور به عینیت واقعی تبدیل شود.
به امید آن روز
* نویسنده این مطلب عضو سابق انجمن اسلامی دانشگاه صنعتی امیرکبیر – پلی تکنیک تهران – می باشد.



