با تشدید بحران در خاورمیانه و گسترش نگرانیها در جهان، سیدمحمّد خاتمی، رییس مؤسسه بینالمللی گفتوگوی فرهنگها و تمدنها، نامه مهمی برای رهبران و شخصیتهای غیر دولتی جهان فرستاد.
به گزارش” ایلنا” در این نامه که برای «کوفی عنان، دبیرکل سازمان ملل متحد» ,«حضرت آیتالله العظمی سیستانی، مرجع عالیقدر شیعه» ، «علامه سیّدمحمّدحسین فضل الله، مرجع شیعیان لبنان» ,« اکملالدین احسان اوغلو، دبیرکل سازمان کنفرانس اسلامی» ,«عمرو موسی، دبیرکل اتحادیه عرب» ,«کوئیشیرو ماتسوئورا، مدیرکل سازمان یونسکو» ,«فدریکو مایور، مدیرکل سابق سازمان یونسکو»«نلسون ماندلا، رییسجمهوری سابق آفریقایجنوبی» ,«ماهاتیر محمّد، نخستوزیر سابق مالزی”، “حسنین هیکل، روزنامه نگار برجسته عرب»، «محمدرشید قبانی، مفتی لبنان» ,«شیخ محمد سعید طنطاوی، رییس دانشگاه الازهر مصر» ,«خاویر سولانا، مسؤول سیاست خارجی اتحادیه اروپا» ,«عالیجناب پاپ بندیکت شانزدهم، رهبر کاتولیک های جهان» ,«دکتر اشنایر، عضو گروه عالی رتبه ائتلاف تمدن ها» ,«نوام چامسکی» ,«عالیجناب دسموند توتو، اسقف اعظم آفریقای جنوبی» ,«امبرتو اکو، نویسنده برجسته ایتالیایی» ,« پاتریاک نصرالله پطرس صفیر، رهبر مسیحیان مارونی لبنان» ,« یورگن هابرماس، فیلسوف و نظریهپرداز آلمانی» ,«عالیجناب آلکسی دوم، رهبر جامعه ارتودوکسی روسیه » ,«دکتر ساموئل کوبیا، دبیرکل شورای جهانی کلیساها» ,«شورای ادیان ابراهیمی»ارسال شده، آمده است:
به نام خدا
اطمینان دارم از دامنه و عمق فاجعههای انسانی که این روزها بر خاورمیانه میگذرد، به خوبی آگاه هستید.
کشتار وسیع بیگناهان، بمباران مداوم مناطق غیرنظامی، حملة پیاپی به مراکز مسکونی و مذهبی و درمانی و ممانعت از ارسال کمکهای دارویی و غذایی در لبنان، تخریب زیرساختهای توسعهای لبنان، تصمیم به نابودی مقاومت مشروع مردم لبنان و فلسطین، مقابله با روند شکلگیری و رشد مردمسالاری در منطقه، اقدام به عبور از مرزهای بینالمللی و حضور نظامی مجدد در لبنان نمونههای آشکاری از بروز فاجعههای جدید بشری و تهدید صلح عادلانه و پایدار جهانی است.
بیش و پیش از هر چیز متوقف کردن این جنگ و برقراری آتشبس باید در دستور کار بینالمللی قرار گیرد. این وظیفهای است که نهاد های بینالمللی، شخصیتها و متفکران صلحطلب، و همة دولتها و ملتهای جهان باید در راه تحقّق آن تمام توان خویش را به کار گیرند. اکنون لبنان به عنوان کانون برجستة تمدن و فرهنگ و توسعة جهان عرب آماج حملات و جنایات اسرائیل است. حزبا… لبنان به عنوان بازوی مقاومت مشروع ملّت لبنان که در سالهای اخیر بلوغ سیاسی و نقش و جایگاه مؤثر خود را با حضور در انتخابات از شوراهای شهر تا مجلس و دولت ملی در پیشبرد مردم سالاری در منطقه نشان داده است، آشکارا تهدید به نابودی میشود. حماس و دولت منتخب مردم فلسطین در غزه از همه سو مورد محاصرة دولت زورمدار اسرائیل قرار دارد.
ابعاد فاجعههای انسانی، سیاسی، فرهنگی و مذهبی پیش رو را باید فراتر از امروز دریافت. باید مانع ادامة سرکوب و جنایت اسرائیل به عنوان بزرگترین عامل ضدیّت با صلح و مردم سالاری و ترویج خشونت و تروریسم سازمان یافته در لبنان و فلسطین شد. باید از مقاومت مشروع و حق حیات و پیشرفت لبنان دفاع کرد.
برای این منظور از شما میخواهم که برای ممانعت از رشد روند خشونتبار و ضد صلح و مدنیتی که اسرائیل درپی پیشبرد آن است و برای دفاع از حقوق انسانی و اساسی ملتها که به جد مورد تهدید قرار گرفته است و برای چاره اندیشی در باب احقاق حقوق پایمال شدة ملت مظلوم فلسطین و لبنان که از سوی برخی قدرتهای جهانی به فراموشی سپرده شده است و برای پیشبرد اندیشه و رفتار دموکراتیک در منطقه که ناخوشایند خشونتطلبان در دو سوی عالم است، تمامی مساعی خود را برای فعال کردن مؤثر همة مجامع و نهادهای بینالمللی و کمک فوری به استقرار آتشبس، تبادل اسرا و زندانیان دو طرف تا رفع اشغال و جلوگیری از اجرای طرحهای خطربار منطقهای که از سوی اسرائیل و آمریکا پی گرفته میشود، به کار گیرد.
بدون تردید فطرت پاک جهان انسانی و افکار عمومی صلحطلبان و ملت های جهان و دولتهای خواستار صلح و عدالت و آزادی از این تصمیم خداپسندانه و مردم گرایانه استقبال خواهد کرد.
برگرفته از: خبرگزاری کار ایران



این روزها 28 مین سالروز به اصطلاح انقلاب فرهنگی، یا در اصطلاح خودم کودتای فرهنگی است. من به این مناسبت نامه را نوشتم. دلیل این است که این اواخر آقایان نوک تیز حمله را متوجه دانشجویان کرده اند. می گویند دانشجو رفیق بازی می کند، شهوترانی می کند. آنها را می گیرند و زندان می کنند و هزار جور فشار به آنها می آورند. دانشگاه و دانشجو دوباره بیش از پیش مظلوم واقع شده اند. هرکس عقده ای و یا مساله ای دارد، آن را سر دانشجویان خالی می کند. همه کاسه کوزه ها بر سر دانشگاه و دانشجویان می شکنند. من پنجاه سال است که با دانشگاهیان سروکار دارم. این ها فرزندان من هستند. در عین حال شاهد سکوتی آزاردهنده هستم. پس تصمیم به نوشتن این نامه گرفتم.
نقش رسانه ها در جوامع امروزی به گونه ای است که جمع کثیری از مدعیان پست مدرنیسم با بودریار، جامعه شناس فرانسوی، هم نوا هستند که : رسانه های همگانی، دیگر آیینه ی واقعیت نیستند بلکه خودِ واقعیت یا حتی واقعی تر از واقعیتند. نمایش های تلویزیونی مربوط به اخبار مهیج و جنجالی روز، نمونه ی خوبی از این دست می باشد زیرا دروغ بافی ها و تحریف هایی که به بینندگان منتقل می کنند فراتر از واقعیت یا همان فرا واقعیت است. اگر نه به این شدت اما به قدر واقعیت، با بودریار همدل باشیم، این چنین بی خیال و بی خبر از کنار این دنیای خوش خط و خال و قابلیت ها و توانایی های آن، آسوده راه طی نمی کنیم.
در دوران رواج بردگی در بازارهای اروپا و آمریکا، انساندوستان زیادی برای لغو آن مبارزه کردند تا سرانجام در این مبارزه موفق شدند. در طول این سالیان، اما، خشونتهای بردگی ادامه داشت و مشاهده آن دل هر انسان آزادهای را میآزرد. مخالفان بردگی در ضمن مبارزه برای لغو آن تا آنجا که در امکان داشتند برای نجات بردگان تلاش میکردند. از جمله، آنان بردگان را میخریدند و آزاد میکردند. امروز که ما شاهد خشونتهای ناشی از اعمال قانون قصاص در مورد تهیدستان هستیم نیز چارهای جز طی کردن این راه نداریم.
