عابد توانچه و یاشار قاجار با سپردن وثیقه از زندان ازاد شدند. هر چند هنوز مشخص نیست بر سر پرونده انان چه اید اما بیراه ندانستم در وقت ازادی کنونی انان به سوالاتی که ذهنم را مشغول کرده است بپردازم.
در اغاز یاداوری این نکته ضروریست که من سالهاست دوران دانشجویی را به پایان رسانده ام.این نکته را گفتم زیرا که از دیدگاه تند عده ای، دانشجو بودن را حمل بر احساساتی فکر کردن می دانند و مسئله دیگر اینکه مدافع تحریم انتخابات هم نبوده ام هر چند بسیاری از انانی که انتخابات را تحریم کردند را قابل احترام تر از مدافعان انتخابات می پنداشته و می پندارم و غرض از بیان این نکته هم این است که هر انتقاد و مقایسه ای که به ضعف و کاهلی خاتمی و یارانش اشاره می کند با ادبیاتی تند و زننده از سوی هواخواهان اینان مورد پاسخ واقع شده است و به تندخویی و تند مزاجی مدافعان تحریم را مورد لعن قرار داده اند.
عابد توانچه و یاشار قاجار دو فعال دانشجویی دانشگاه امیرکبیر در مقابله با فشارهای روزافزون بر دانشجو و فعالیت های دانشجویی ایستادگی کردند و حتی در اعتراضات دانشجویان دانشگاههای دیگر همچون دانشجویان دانشگاه شهید رجایی، عابد توانچه با اطلاع رسانی و بروز اگاهی در قبال حرکت دانشجویان سهم خود را در قبال ایستادگی در برابر تضعیف حرمت دانشجو و دانشگاه پرداختند.
حال اینکه بحث انتخابات امیرکبیر چه سرنوشتی در انتظار ان است و یا اعتراض دانشجویان شهید رجایی و دانشگاه تهران چه نتیجه ای در بر داشته خود بحثی جداگانه می طلبد اما غرض از بیان نقش این دو فعال دانشجویی واکنش و مقاومت در برابر زور و بی قانونی است که بر انان تحمیل شده است. وقتی در دانشگاه امیرکبیر برای برگزاری ازاد انتخابات انجمن اسلامی سنگ اندازی می شود و زمانی که در برابر فعالیت ازاد جنبش های دانشجویی سد ایجاد می کنند حتی اگر توان مقابله ای هم نباشد اما ساکت ننشستن و هزینه دادن حداقل در حد توان خود که موجب راضی نگهداشتن افرادی باشد که انان را به عنوان منتخب خود انتخاب کرده اند، نشاندهنده هر مسئله ای که باشد اما لااقل سبب یاس و نومیدی در افرادی که انان را منتخب خود قلمداد می کنند نمی شود.
یاشار قاجار و عابد توانچه به عنوان عضوی از جامعه بیدار دانشجویی در مقابل کارشکنی ها در برگزاری انتخابات انجمن اسلامی و فعالیت ازادی دانشجویی ایستادند و هزینه ان را هم دادند و یا خواهند داد و حتی اگر هزینه های انها نتیجه هم ندهد، بارمسئولیت هر چند در ابعادی کوچک بر دوش انان سنگینی نمی کند.
محمد خاتمی و یارانش بعد از موفقیت در خرداد ۷۶ بسیاری مواقع پیش امد که با سنگ اندازی جناح مقابل روبرو شدند اما چه عکس العملی نشان دادند.
۱۸ تیر ۷۸ نمونه ای از این دست است و عملکرد محمد خاتمی مشخص است و در این مورد قضاوت نمی کنم . انتخابات مجلس هفتم خود نماد مشخصی است که سنگ اندازی در برابر قانون و قانونمندی در جوامع ایران را نشان می دهد و همچنان انتخابات ریاست جمهوری نهم که از طرف خاتمی و یارانش یه تقلب و بی قانونی و بی اخلاقی از ان یاد می شود . چگونگی عملکرد خاتمی و یارانش چیز تازه ای نبود و به مانند دیگر اقدامات اینان در صحنه های قبل بود. اما اینکه اگر خاتمی و یارانش در مقابل این بی قانونی ها می ایستادند و هزینه زندان را هم تحمل میکردند شاید سنجشی ناصواب باشد اما اگر بدور از احساس به این قضییه نگریسته شود که اگر خاتمی و یارانش در مقابل کارشکنی ها می ایستادند و هزینه میدادند، ایا سرنوشت اصلاحات به اینجا ختم میشد؟ هر چند افرادی هم که حاضر شدند در همین حیطه یاران خاتمی هزینه بدهند مورد بدترین الفاظ از طرف همین دوستان خاتمی قرار گرفتند.
در پایان گفتن این نکته الزامی است شاید بعضی مقایسه ها قیاس مع الفارق باشد و شاید نشود مساله ای را که در جز اتفاق افتاده در کل هم تعمیم داد اما عملکرد شخصی افراد در هر حوزه ای و در هر ابعادی می تواند درسی و تجربه ای باشد برای انانی که در توجیه عملکرد خود از نتوانستن ها و ندانم کاری ها یاد میکنند .و هر چند حوزه مسئولیت ها ،بستگی به نوع مسئولیت در هر حوزه ای شرایط خاص خود را می طلبد، اما کوتاه امدن در هر مسئله ای سبب حادثه های تلخ و مهمتر از همه ایجاد یاس و بدبینی در جمع و حوزه مربوط به نوع مسئولیت را در پیش دارد.
امیدوارم که مسیر پرونده این دو دانشجو در نهایت به ازادی و رهایی انان منجر شود و دیگر دانشجویانی که در برابر اتفاقات تحمیل شده بر پیکره جامعه دانشجویی حداقل اگر کاری از انان بر نمی امد لااقل از خود مایه گذاشتند و با شکستن سکوت خود در اگاهی و اطلاع رسانی کوتاه نیامدند کاری که موسوی خوئینی در مجلس و جنبش دانشجویی هم به مراتب انجام داد امید است در سطوح بالای جامعه و انان که به پست ها و مقامات بالاتر می رسند و از حرفها و شعارها هم خسته نمی شوند نگاهی به عملکرد افرادی از این دست در گذر از فکر و سلیقه انان داشته باشند شاید نومیدی وارد شده بر پیکره اجتماع با اقداماتی از این دست در سطوح بالاتر برچیده شود.
برگرفته از: وبلاگ مردم ایران ما



فردی که تصمیم به چنین اقدام شومی داشته، خود، ریاست کمیته انضباطی دانشجویان را نیز عهده دار می باشد و لذا با «سوء استفاده» از موقعیت خود دانشجوی احضار شده را برای پذیرفتن خواسته ی پلید خود تحت فشار قرار داده است. پر واضح است که قرار گرفتن قدرت بی حد و حصر و غیرقابل نظارت در دستان نهادهایی همچون کمیته ی انضباطی و حراست، اقدامی اشتباه است و می تواند به چنین فجایعی منجر شود، همانگونه که پیشتر نیز در دانشگاه های دیگر همچون رازی کرمانشاه، سهند تبریز و ... شاهد چنین اتفاقات تأسف برانگیزی بوده ایم.
