نشریه ی دانشجویی فریاد ارگان انجمن اسلامی دانشجویان دانشگاه یاسوج با شکایت رییس دانشگاه یاسوج از سوی کمیته ی ناظر بر نشریات دانشجویی توقیف شد.
در جلسه ی کمیته ی ناظر بر نشریات که چهارشنبه ی گذشته تشکیل شد ۱۸ مورد شکایت آقای دکتر ارژنگ از نشریه دانشجویی فریاد بررسی شد که جلسه ی دفاعیه ی مدیرمسئول نشریه پنج ساعت به طول انجامید. موارد اتهامی نشریه مسائلی از جمله توهین, تهمت, نشر اکاذیب و تشویش اذهان دانشجویی از طریق نابسامان جلوه دادن اوضاع سیاسی و فرهنگی دانشگاه بود.پس از اعلام دفاعیات سید مجتبی تقوی نژاد در خصوص اتهامات نشریه رای گیری شد که نشریه با اکثریت آرا به مدت شش ماه توقیف شد.
مدیرمسئول نشریه ی فریاد و عضو شورای مرکزی انجمن صنفی نشریات دانشجویی کشور درگفتگو با خبرنگار ایران ما اعلام کرد که نسبت به حکم صادره در خصوص نشریه اعتراض نخواهم کرد چرا که با توجه به سیاست وزارت علوم مبنی بر محدود سازی فعالیت نشریات دانشجویی و اینکه کمیته ی ناظر مرکزی تنها یک عضو دانشجویی دارد ، این اعتراض را بی نتیجه می دانم.
به گفته ی معاونت محترم دانشجویی فرهنگی دانشگاه شکایتهای دیگری از نشریه به کمیته ی انظباطی رسیده است که هنوز مطرح نشدند و احتمال دارد در کمیته ی انظباطی مطرح شوند.این در صورتی است که اعلام شده است که حکم نشریه ارتباطی به رسیدگی به شکایت آقای دکتر ارژنگ ندارد و شکایت آقای ارژنگ از مدیر مسئول نشریه ی فریاد در کمیته ی انظباطی مطرح خواهد شد.
لازم به ذکر است نشریه ی دانشجویی فریاد که پرتیراژترین نشریه ی دانشجویی استان کهگیلویه و بویراحمد نیز می باشد از معدود نشریات منتقد دولت در استان بود ، که تعطیلی این نشریه بی ارتباط با انتقادات از دولت نمی باشد.



این مشکل بیش از هر جا در جوامع غیر معتقد به هرمنوتیک ایجاد می شد. در این جوامع قرائت حاکم، سایر قرائت ها و فهم پذیری ها را باطل و محکوم به نابودی می دانست و مجال طرح و بحث عقلانی این مباحث را نمی داد. پس این نظرات قلیل نیز در لعاب های دیگر و در قالب های غیر از خود رشد کردند و به زایش فهمی چند پاره منجر می شد.
دادگاههای ما استقلال لازم را ندارند، عدم حضور وکیل در مراحل دادرسی در پروندههای مختلف مشاهده میشود، حکم موکلان به وکلا ابلاغ نمیشود. از آنجایی که وکیل میباید از شأن قاضی برخوردار شود و عملا چنین نگاهی در محاکم وجود ندارد. همه این موارد با قوانین مدنی کشور خود ما سنخیت ندارد، چه برسد با استانداردها و میثاقهای حقوق بشری.
برخورد با چنین جنبشی دشوار است. برای حمله به آن باید آن را از تداوم انداخت اما چگونه؟ ایجاد وحشت و ارعاب، اتهام براندازی نرم و سخت،وابستگی به بیگانه، دریافت کمک مالی و... به فعالان آن می تواند ریزش های کوتاه مدتی را سبب شود اما آن را از تداوم نمی اندازد.
