تندی بنویسم بروم بازی آرژانتین و مکزیک را ببینم که دارد از دستم می رود. این همسایه ی بغلی ها دارند هوار می کشند. حتمن خبرهایی هست!
امروز جلسه ای با حضور آزادی خواهان در دفتر ادوار تحکیم برگزار شد. فکر کردم بنویسم با حضور روشن فکران یا اصلاح طلبان یا امثال این ها اما نه! همگی آزادی خواه بودند و البته بودیم. جلسه ای بود برای طلب آزادی مهندس موسوی خوئینی که در تجمع بیست و دوی خرداد هفت تیر بازداشت شد و همچنان در زندان اوین در انفرادی است.
همه بر لزوم آزادی هر چه سریع تر مهندس تاکید کردند. سعید حجاریان، هاشم آقاجری، فریبا داوودی مهاجر، تقی رحمانی، عیسی سحرخیز، ابراهیم مددی، احمد باطبی، الهه کولایی، احمد شیرزاد، فریبرز رئیس دانا، سیمین بهبهانی، پرویز ورجاوند، حبیب الله پیمان، محسن کدیور، هاشم صباغیان، عبدالفتاح سلطانی، رضا جباری، محمد علی عمویی، محمد ملکی، شاه ویسی، حسین انصاری راد، رضا خجسته رحیمی خبرنگار شرق، مسیح علی نژاد خبرنگار اعتماد ملی، همسر آقای مهندس، مسعود دهقان، مجتبی بیات، حجت شریفی و یکی چند نفر دیگر پشت تریبون رفتند! تازه نوبت به مصطفی تاجزاده، حسین انصاری راد، بابک احمدی، فاطمه راکعی، سعید مدنی، اعظم طالقانی، شهلا انتصاری، ژیلا بنی یعقوب، پروین اردلان، هرمیداس باوند و خیلی های دیگر نرسید. هنوز هم نمی فهمم این همه آدم چه طور توی آن خانه ی محقر بیست و دو متری ادوار جا شده بودند!
چرا ادوار تحکیم از این تعداد شخصیت دعوت کرده بود؟ دو خبرنگاری که پشت تریبون رفتند عذر خواستند که امکان پوشش خبری این جلسه نیست و خط قرمزهای زیادی را باید رعایت کنند وگرنه سرشان بر باد است. نمی فهمم اگر این آزادی خواه ها قرار است دور هم بنشینند و و گویی حرف های خودشان را تحویل خودشان بدهند و صدایشان به کسی نرسد فایده اش چیست؟ الآن به جز صد نفری که آن جا بودیم و هزار نفری که همیشه در جریان امور قرار می گیرند(!)، هیچ کس از برگزاری چنین جلسه ای خبر ندارد.
جمع شدن این آدم ها با گرایش های سیاسی مختلف ولی یک فایده داشت. به قول سیمین بهبهانی می شود نقطه ی عطفی باشد برای ادامه ی حرکت به سوی دموکراسی.
همه از شجاعت مهندس گفتند. فقط دکتر ملکی بود که حرف دل حاضرین را زد و گفت داریم وقتمان را تلف می کنیم. “اگر واقعن ادعای آزادی خواهی دارید باید مثل خود مهندس باشید. متاسفانه مهندس تنها کسی بود که با نیروی انتظامی درگیر شد تا دختران را کتک نزنند. این همه آدم پر ادعا آن جا بودند هیچ کدامشان هیچ کاری نکرد. حالا هم می گویم چهل نفر از همین جمع پا شود برود جایی مثلن جلوی یکی از نهادهای حقوق بشری تحصن کند. تحصن کند و بگوید تا مهندس را آزاد نکنید جُم نمی خوریم. اگر این چهل نفر را دستگیر کردند که می کنند چهل نفر دیگر پا شود برود تحصن کند. به شرافتم قسم این ها (حکومتی ها) ضعیف تر از چیزی هستند که فکر می کنیم.”
با آن که همه باید از مهندس می گفتند ولی باز هم گوشه کنایه های زیادی توی جلسه به این حزب و آن گروه زده می شد. کولایی عضو شورای مرکزی مشارکت گفت که قانون اساسی قانونی مترقی است و حکومت نمی تواند با استناد به این قانون کسی را بازداشت کند. داوودی مهاجر مسئول کمیته ی زنان ادوار در جوابش گفت اصل ۱۹ و ۲۰ و ۲۱ قانون اساسی باید کن فیکون شود. دهقان دبیر سیاسی امیرکبیر گلایه کرد که چرا این به اصطلاح اصلاح طلبان برای دانشجوهای زندانی هیچ کاری نکرده و نمی کنند. رحمانی هم گفت نیروهای رادیکال پروسه ی حرکت به سمت دموکراسی را کند می کنند؛ پس بهتر است اختلافات را کنار بگذاریم.
عمویی را که دیدم سر شوق آمدم. پر سابقه ترین زندانی سیاسی ایران و بلکه جهان با بیش از ۳۰ سال زندان. هم در آن رژیم، هم در این یکی. او از زندان های دهه ی شصت گفت. رحمانی هم گفت. انگار خیلی چیزها هست از زندان های دهه ی شصت که باید گفته شود.
بروم که بازی تمام شد!
اگر مطلبی یادم آمد اضافه می کنم.



اسمال تیغ زن، قبل از انقلاب، از جمله اوباش معروف "محله جمشید" تهران بود و از باج گیری از فواحش امرار معاش می کرد. وی پس از انقلاب، به ناگهان در کمیته انقلاب اسلامی جای پای خود را محکم کرد و به نمونه ای "کلاسیک" از افرادی تبدیل شد که به ناگهان، از اسفل طبقات جامعه به ارگان هایی چون کمیته و دادستانی راه یافتند.
نظم و انسجام تشکیلاتی برای انجمن های اسلامی و دفتر تحکیم نقشی حیاتی دارد. در سایه برخوردهای گسترده ای که با تشکل های مختلف دانشجویی در سال های اخیر شده است، توان تشکیلاتی مجموعه، تا حدی، تضعیف شده است. دانشجویان به اندازه کافی راه های نوین فعالیت در شرایط فشار را فرا گرفته اند.
