حتما یادتان هست که چند ماه پیش دعوایی بالا گرفته بود راجع به برداشت مصباح یزدی از ولایت فقیه و جمهوری اسلامی . حتما تاکید دوم خردادی ها را یادتان هست که نظر امام این نبود و…. کنجکاوی ام گل کرد و خلاصه سراغ آراء همین آقایان در سال های قبل رفتم!
بخوانید:
محسن آرمین:”امام صریحاً اختیارات گسترده حکومت و فقیه جامع الشرایط مبسوط الید را که در رأس آن قرار دارد مطرح کردند.” (کیهان، ۲۴/۱۰/۶۶)
محسن آرمین:”حکومت اسلامى مشروعیت خود را از مقام ولایت فقیه که در رأس آن است کسب مىکند و مسئولیت همه امور با فقیه ولى و امامى است که اقامه حکم مىکند لذا ولایت امور بدست اوست البته امام جامعه مىتواند بعضى از امور را با حفظ حق ولایت به افراد دیگر تفویض نماید.”(کیهان، ۲۷/۱۰/۶۶)
بهزاد نبوى:” در گذشته و حال بعض از افراد متشرع و مذهبى در مورد مسائل فردى به «رساله» مراجعه مىکردند. ولى مسائل اجتماعى را خود اجتهاد مىکردند اما در حال حاضر با پذیرش «ولایت فقیه» باید در تمامى زمینهها «رسالهاى» زندگى کنیم… البته چند سال پیش جو «رجوع به رساله» در میان دوستان روشنفکر ما نبود ولى خوشبختانه هم اکنون در این جهت کوشا هستند که مبادا عملى یا سخنى خلاف نظر امام انجام دهند”( پیام انقلاب، ۲۷/۱۰/۵۹، ص ۷۰، بهزاد نبوى)
بهزاد نبوى:”مسئولیت همه امور با فقیه ولى و امامى است که اقامه حکم مىکند لذا ولایت امور به دست اوست؛ البته امام جامعه مىتواند بعضى امور را با حفظ حق ولایت به افراد دیگر تفویض نماید. به هر حال منظور از حکومت اسلامى مجموعه اجزاء و نهادهایى است که در مجموع و تحت ولایت امام مسلمین به اداره امور مىپردازند.” (کیهان، ۲۷/۱۰/۶۶)
بهزاد نبوى:” بنابراین نباید تصور شود که منظور حضرت امام از اختیارات حکومت اسلامى، اختیارات هیأت دولت است و یا اینکه مرجع تشخیص کلیه مصالح مسلمین هیأت دولت و کابینه جمهورى اسلامى ایران است( اختیارات مطلقه از آن شخص ولى فقیه است و نه هیچ نهاد دیگرى)”( کیهان، ۲۷/۱۰/۶۶)
با گذشت چند سال از همین افراد می خوانیم:
محمد سلامتى:”اساساً قرار نیست در جامعه ما ولى فقیه به جاى همه فکر کند و راه حل ارائه کند. لازمه چنین اعتقادى آن است که نهادهاى قانونى (دولتى و غیر دولتى) هیچ گاه فعال نشوند زیرا در صورت فعال شدن عرصه را بر روى فقیه تنگ مىکنند.” (عصر ما، شماره ۶۱ ۲۳/۷/۷۳.)
بهزاد نبوى :”بحث مطلقیت ولایت فقیه به معنى اطلاق بدون هیچ گونه ضابطه و شرایط نیست اگر ولایت فقیه بدون ضابطه و شرایط بود اصلاً نیازى به وجود قانون اساسى نبود. اگر بنا باشد هیچ مرزى وجود نداشته باشد طبعاً دیگر قانون اساسى لازم نیست. اگر ما ولایت فقیه را فراتر از چارچوب قانون اساسى قرار دهیم دیگر پذیرفتهایم که این اصل را مىتوان مورد انواع هجومها قرار داد” (تلکس ویژه خبرى، ۳۰/۱۰/۷۶، سخنان بهزاد نبوى در اصفهان)
محسن آرمین:”تبعیت از ولایت فقیه و رهبرى در عمل است و شما باید در عمل تابع باشید. ممکن است شما درباره مسائل سیاسى - اجتماعى یک تحلیل داشته باشید اما رهبرى تحلیل دیگرى داشته باشد” ( انتخاب، ۳۰/۷/۷۹، محسن آرمین ) (خودتان معنی این جمله را پیدا کنید!)
“محسن آرمین:”قطعاً ولى فقیه بدون رأى مردم ولى فقیه نیست” (انتخاب، ۳/۸/۷۹، محسن آرمین.)
نکته ی اول اینکه اصلا دعوا سر این نیست که نظر امام چه بود. این آقایان هم آن موقعی که ادعای خط امامی و حزب اللهی بودن داشتن نظراتشان همان بود که نظرات امروز مصباح. بحث این است که آقایان از طریق تغییر مواضع می خواهند با عوامفریبی کسب قدرت سیاسی کنند.
نکته ی دوم راجع به اختلاف شدید مواضع (در پست های بعدی به موارد دیگری از این چرخش های ۱۸۰ درجه ای اشاره خواهم کرد) نشانه ی بی افقی و سطح پائین دانش این افراد یا رذالت و بی اخلاقی، کثیفی و وقیحی این افراد است. به نظر من هردو ! قصد دارم در یک سلسله پست به افشای چهره ی واقعی تر این آقایان بپردازم.



اغلب کسانیکه گذرشان به "سنندج" افتاده است و در شهر دفها و مسجدها را به زیبایی و نشاط ستوده اند لابد در حاشیه یکی از خیابان های اصلی شهر، مسجد "ادب" را نیز به یاد میآورند و یا نام خیابان و مجتمع های آپارتمانی "ادب" را حداقل برای یکبار شنیده اند. به باور بسیاری، آنچه که از ادب شخصیتی برجسته و چهره ای محبوب در میان عموم ساخته است نه ثروت او بود و نه احداث کارخانه و ایجاد جاده! بلکه پایمردی اش برای رفع تبعیض های قومی و مذهبی و استیفای حقوق ملت کرد بود که او را به یکی از چهره های ماندگار این قوم مظلوم و ستم کشیده تبدیل کرد. یادش گرامی باد.
