پس از آنکه انتخابات انجمن اسلامی دانشجویان پلی تکنیک تهران در روزهای دوشنبه و سه شنبه (۸ و ۹ خرداد) با حضور حدود ۲۸۰۰ تن از دانشجویان دانشگاه برگزار شد. امروز (چهارشنبه) عوامل بسیج دانشجویی که حمایت پرشور دانشجویان از انجمن اسلامی را برنمی تابند با پشتیبانی نهادهای امنیتی خارج از دانشگاه و نهاد رهبری در داخل دانشگاه و سکوت ریاست دانشگاه به صورت غیر قانونی اقدام به پخش برگه هایی با عنوان انتخابات هیئت موسس تشکلی با نام انجمن اسلامی دانشجویان در مسجد دانشگاه نموده اندکه با هوشیاری دانشجویان دانشگاه و اعتراض آنان این اقدام آنها خنثی گردید و موفق به اقدام غیر قانونی خود نگردیدند. برگزاری اینچنین اقداماتی در مسجد دانشگاه با حمایت نماینده نهاد رهبری مسبوق به سابقه است و حمایت مسئول نهاد از یک طیف خاص و محدود دانشجویان به طور کامل آشکار است.
به نظر می رسد سناریوی انقلاب فرهنگی دوم در دانشگاه ها با انحلال و تغییر کاربری انجمن های اسلامی دانشجویان، بازنشستگی اجباری اساتید دانشگاه و اخراج و دستگیری فعالین دانشجویی در حال آغاز است که با هوشیاری و فعالیت دانشجویان دانشگاه دیگر موفق به این خیال خام خود نخواهند شد.
هم اکنون فضای دانشگاه متشنج گزارش می شود و تریبون آزادی توسط دانشجویان با نام “دانشگاه زنده است” در حمایت از دانشجویان بازداشت شده دانشگاه” یاشار قاجار و عابد توانچه” در صحن دانشگاه در حال برگزاری است.



این روزها 28 مین سالروز به اصطلاح انقلاب فرهنگی، یا در اصطلاح خودم کودتای فرهنگی است. من به این مناسبت نامه را نوشتم. دلیل این است که این اواخر آقایان نوک تیز حمله را متوجه دانشجویان کرده اند. می گویند دانشجو رفیق بازی می کند، شهوترانی می کند. آنها را می گیرند و زندان می کنند و هزار جور فشار به آنها می آورند. دانشگاه و دانشجو دوباره بیش از پیش مظلوم واقع شده اند. هرکس عقده ای و یا مساله ای دارد، آن را سر دانشجویان خالی می کند. همه کاسه کوزه ها بر سر دانشگاه و دانشجویان می شکنند. من پنجاه سال است که با دانشگاهیان سروکار دارم. این ها فرزندان من هستند. در عین حال شاهد سکوتی آزاردهنده هستم. پس تصمیم به نوشتن این نامه گرفتم.
نقش رسانه ها در جوامع امروزی به گونه ای است که جمع کثیری از مدعیان پست مدرنیسم با بودریار، جامعه شناس فرانسوی، هم نوا هستند که : رسانه های همگانی، دیگر آیینه ی واقعیت نیستند بلکه خودِ واقعیت یا حتی واقعی تر از واقعیتند. نمایش های تلویزیونی مربوط به اخبار مهیج و جنجالی روز، نمونه ی خوبی از این دست می باشد زیرا دروغ بافی ها و تحریف هایی که به بینندگان منتقل می کنند فراتر از واقعیت یا همان فرا واقعیت است. اگر نه به این شدت اما به قدر واقعیت، با بودریار همدل باشیم، این چنین بی خیال و بی خبر از کنار این دنیای خوش خط و خال و قابلیت ها و توانایی های آن، آسوده راه طی نمی کنیم.
در دوران رواج بردگی در بازارهای اروپا و آمریکا، انساندوستان زیادی برای لغو آن مبارزه کردند تا سرانجام در این مبارزه موفق شدند. در طول این سالیان، اما، خشونتهای بردگی ادامه داشت و مشاهده آن دل هر انسان آزادهای را میآزرد. مخالفان بردگی در ضمن مبارزه برای لغو آن تا آنجا که در امکان داشتند برای نجات بردگان تلاش میکردند. از جمله، آنان بردگان را میخریدند و آزاد میکردند. امروز که ما شاهد خشونتهای ناشی از اعمال قانون قصاص در مورد تهیدستان هستیم نیز چارهای جز طی کردن این راه نداریم.
