همانگونه که مطلعید صبح روز یکشنبه ۷/۳/۸۵، آقای یاشار قاجار دبیر انجمن اسلامی دانشجویان توسط عده ای از افراد لباس شخصی از جلوی درب ولیعصر دانشگاه ربوده شد و هم اکنون هیچ اطلاعی از ارگان یا نهادی که اقدام به ربودن وی کرده است در دست نیست.
این البته بار اول نیست که عوامل حکومت منتسب به اسلام ، تحت لوای ادعای خود ساخته حقوق بشر اسلامی چنین ناشیانه دست به ربودن فرزندان این مرز و بوم می زند.
دوستان سابق ما، سیاسی راد، علایی، هاشمی نسب، عبیات، افشاری، نم نبات، محمودیان، نعمتی، آقایی، حبیبی، فرخی، تیرگرنژاد و …. عزیزانی بوده اند که در سالیان نه چندان دور بارها طعم چنین برخوردها و بازداشت های غیرقانونی و خودسرانه را به جان خریده اند. اما دریغ از ذره ای تزلزل روحیه و تغییر رویه که آنانکه به راه و عقیده و مسلک و مرام خود اعتقاد راسخ دارند و جز توکل به ذات باریتعالی دل به هیچ شخص و نهادی نبسته اند، همواره در راه حقیقت استوار و پابرجا می مانند.
امروز نیز که با همیاری و همدلی شما عزیزان، انجمن اسلامی در گذرگاهی دیگر سربلند از آزمایش بیرون آمد و با افتخار و اطمینان اعلام می داریم که ذره ای از آرمانها و خواسته ها و حقوق بایسته و بحق دانشگاهیان کوتاه نمی آییم که جز آیین ایستادگی و پایمردی، طریقی را نمی دانیم.
در این هنگامه آنانکه دل به خیال خام سوزندان ریشه های استقامت و پایداری دانشجویان مملکت بسته اند، راه به بیراهه رفته اند و دل و دین و شرافت خود را به دنیای فانی فروخته اند.
در ادامه نیز با همراهی شما دانشجویان و اساتید فهیم پلی تکنیک تهران ضمن تجدید عهد و پیمان بر پاسداری از آزادی های به حق دانشگاهی تمام توان و کوشش خود را در آزادی هرچه سریعتر یار دبستانی و همراه شجاعمان یاشار قاجار بکار می بندیم.
روابط عمومی
انجمن اسلامی دانشجویان
دانشگاه صنعتی امیرکبیر
(پلی تکنیک تهران)



این روزها 28 مین سالروز به اصطلاح انقلاب فرهنگی، یا در اصطلاح خودم کودتای فرهنگی است. من به این مناسبت نامه را نوشتم. دلیل این است که این اواخر آقایان نوک تیز حمله را متوجه دانشجویان کرده اند. می گویند دانشجو رفیق بازی می کند، شهوترانی می کند. آنها را می گیرند و زندان می کنند و هزار جور فشار به آنها می آورند. دانشگاه و دانشجو دوباره بیش از پیش مظلوم واقع شده اند. هرکس عقده ای و یا مساله ای دارد، آن را سر دانشجویان خالی می کند. همه کاسه کوزه ها بر سر دانشگاه و دانشجویان می شکنند. من پنجاه سال است که با دانشگاهیان سروکار دارم. این ها فرزندان من هستند. در عین حال شاهد سکوتی آزاردهنده هستم. پس تصمیم به نوشتن این نامه گرفتم.
نقش رسانه ها در جوامع امروزی به گونه ای است که جمع کثیری از مدعیان پست مدرنیسم با بودریار، جامعه شناس فرانسوی، هم نوا هستند که : رسانه های همگانی، دیگر آیینه ی واقعیت نیستند بلکه خودِ واقعیت یا حتی واقعی تر از واقعیتند. نمایش های تلویزیونی مربوط به اخبار مهیج و جنجالی روز، نمونه ی خوبی از این دست می باشد زیرا دروغ بافی ها و تحریف هایی که به بینندگان منتقل می کنند فراتر از واقعیت یا همان فرا واقعیت است. اگر نه به این شدت اما به قدر واقعیت، با بودریار همدل باشیم، این چنین بی خیال و بی خبر از کنار این دنیای خوش خط و خال و قابلیت ها و توانایی های آن، آسوده راه طی نمی کنیم.
در دوران رواج بردگی در بازارهای اروپا و آمریکا، انساندوستان زیادی برای لغو آن مبارزه کردند تا سرانجام در این مبارزه موفق شدند. در طول این سالیان، اما، خشونتهای بردگی ادامه داشت و مشاهده آن دل هر انسان آزادهای را میآزرد. مخالفان بردگی در ضمن مبارزه برای لغو آن تا آنجا که در امکان داشتند برای نجات بردگان تلاش میکردند. از جمله، آنان بردگان را میخریدند و آزاد میکردند. امروز که ما شاهد خشونتهای ناشی از اعمال قانون قصاص در مورد تهیدستان هستیم نیز چارهای جز طی کردن این راه نداریم.
