مصطفی وفایی اقدم دبیر انجمن اسلامی دانشگاه علوم پزشکی ایران ضمن اعلام خبر فوق افزود: هیأت نظارت علیرغم درخواست ها و مذاکرات مکرر انجمن اسلامی با آن هیأت، طی نامه ای به مورخه۳/۳/۸۵ و به شماره ۱۰۴/ه.ن مخالفت خود را با برگزاری انتخابات انجمن اسلامی رسمأ اعلام نمود. وی دلایل مخالفت هیأت نظارت را مسایلی همچون موضع گیری این تشکل در رابطه با انتخابات ریاست جمهوری، انتشار بیایه روز دانشجو و عملکردهای گذشته عنوان کرد.
دبیر انجمن اسلامی دانشگاه با انتقاد از رفتارهیأت نظارت دانشگاه، آن را نقض آشکار حقوق انجمن اسلامی دانست و هیأت نظارت را به اتخاذ تصمیمی منطقی متناسب باحقوق دانشجویان فراخواند. وی همچنین از رفتار مدیریت دانشگاه با انجمن اسلامی نیز انتقاد کرده و آن را تبعیض آمیز دانست. وفایی تصریح کرد که با وجود تمام مخالفت هایی مدیریت دانشگاه، انجمن اسلامی تمامی تلاشش را برای برگزاری انتخابات انجام و از منزوی ساختن انجمن ممانعت خواهد کرد.



این روزها 28 مین سالروز به اصطلاح انقلاب فرهنگی، یا در اصطلاح خودم کودتای فرهنگی است. من به این مناسبت نامه را نوشتم. دلیل این است که این اواخر آقایان نوک تیز حمله را متوجه دانشجویان کرده اند. می گویند دانشجو رفیق بازی می کند، شهوترانی می کند. آنها را می گیرند و زندان می کنند و هزار جور فشار به آنها می آورند. دانشگاه و دانشجو دوباره بیش از پیش مظلوم واقع شده اند. هرکس عقده ای و یا مساله ای دارد، آن را سر دانشجویان خالی می کند. همه کاسه کوزه ها بر سر دانشگاه و دانشجویان می شکنند. من پنجاه سال است که با دانشگاهیان سروکار دارم. این ها فرزندان من هستند. در عین حال شاهد سکوتی آزاردهنده هستم. پس تصمیم به نوشتن این نامه گرفتم.
نقش رسانه ها در جوامع امروزی به گونه ای است که جمع کثیری از مدعیان پست مدرنیسم با بودریار، جامعه شناس فرانسوی، هم نوا هستند که : رسانه های همگانی، دیگر آیینه ی واقعیت نیستند بلکه خودِ واقعیت یا حتی واقعی تر از واقعیتند. نمایش های تلویزیونی مربوط به اخبار مهیج و جنجالی روز، نمونه ی خوبی از این دست می باشد زیرا دروغ بافی ها و تحریف هایی که به بینندگان منتقل می کنند فراتر از واقعیت یا همان فرا واقعیت است. اگر نه به این شدت اما به قدر واقعیت، با بودریار همدل باشیم، این چنین بی خیال و بی خبر از کنار این دنیای خوش خط و خال و قابلیت ها و توانایی های آن، آسوده راه طی نمی کنیم.
در دوران رواج بردگی در بازارهای اروپا و آمریکا، انساندوستان زیادی برای لغو آن مبارزه کردند تا سرانجام در این مبارزه موفق شدند. در طول این سالیان، اما، خشونتهای بردگی ادامه داشت و مشاهده آن دل هر انسان آزادهای را میآزرد. مخالفان بردگی در ضمن مبارزه برای لغو آن تا آنجا که در امکان داشتند برای نجات بردگان تلاش میکردند. از جمله، آنان بردگان را میخریدند و آزاد میکردند. امروز که ما شاهد خشونتهای ناشی از اعمال قانون قصاص در مورد تهیدستان هستیم نیز چارهای جز طی کردن این راه نداریم.
