رضا علیجانی در نخستین جلسه از سلسله جلسات ” زن در متون مقدس ” که عصر روز چهارشنبه از سوی سازمان دانش آموختگان ایران اسلامی – ادوار دفتر تحکیم وحدت - و کمیسیون زنان دفتر تحکیم وحدت در حسینیه ارشاد برگزار شد، گفت: روشنفکران مذهبی ما معتقد هستند که بر اساس قرآن زن و مرد سرشت یکسانی دارند اما چیزهایی هست که روشنفکران مذهبی نمی گویند که نمونه آن حق طلاق مردانه، تعدد زوجات و … است. به عبارت دیگر روشنفکران مذهبی میوه دین را سوا کرده عرضه می کنند در حالیکه باید در هم عرضه می کنند در حالیکه باید در هم عرضه کنند تا در مجموع نسبت واقعی دین و متون مقدس نسبت به مساله زن مشخص شود.
وی با تاکید بر اینکه باید گزینش پرشی نسبت به متون مقدس کنار گذاشته شود اظهار داشت: ما نباید از روی برخی مباحث در دین پرش داشته باشیم بلکه باید به بررسی تمام مباحث بپردازیم. در این زمینه باید به مباحث دین، پژوهشگرانه نگاه کنیم نه مومنانه.
علیجانی در بخش دیگری از سخنان خود با اشاره به تکثر موجود در جامعه ایران گفت: اگر جریان های موجود در جامعه ایران نتواند دیالوگ سالمی با هم داشته باشند دیکتاتوری جدیدی بر ایران حاکم خواهد شد. در شرایط حاضر حتی در میان روشنفکران لائیک هم در کشور شاهد نگاه حذفی هستیم.ما باید گروههای مختلف را به رسمیت بشناسیم و سعی نکنیم که همه را با گفتگو به حلقه همفکران خود وارد کنیم چون این مقدور نیست.
وی تصریح کرد: نگاه مصلحانه به شخصیت پیامبران ادیان مختلف گاهی باعث می شود افراد لائیک و حتی ضد دین هم با ما همراه شوند. البته این هم سویی تنها در یک منطقه مشترک فکری مقدور است و ممکن است از این مرحله به بعد اختلافات دوباره بروز یابند
وی با طرح ای مطلب که بحران فرهنگی و اجتماعی جامعه ایران از عوامل تهدید زنان است گفت: ناامنی موجود در جامعه خطری برای زنان است که علت اصلی آن غالبا قدرتها هستند.
علیجانی در ادامه با پرداختن به این مساله که اقتضای بررسی موضوع زن در متون مقدس پذیرش پیش فرض چند صدایی بودن متون و چالش های آنها دوران جدید است گفت: فرهنگها، آئین ها و متون گذشته حتی تا چیزی حدود ۱۰۰ سال پیش هم نوعی نگاه متفاوت به زن و مرد داشته است و برخی فرهنگها اگر سرشت زن را به عنوان سرشتی انسانی می پذیرفتند هم برای این جنس ماهیت و کار ویژه ای غیر از جنس مرد قائل می شدند و وظیفه زن را نه وظایفی شبیه مرد، بلکه شامل اطاعت از مرد به عنوان جنس برتر، زایش تربیت فرزند و پذیرش حق حاکمیت مرد می دانستند. متون حاوی این مباحث در دنیای قدیم شکل یافته اند به همین دلیل هم در دنیای جدید و در مواجهه با مفاهیم جدید دچار مشکل شده اند.



این مشکل بیش از هر جا در جوامع غیر معتقد به هرمنوتیک ایجاد می شد. در این جوامع قرائت حاکم، سایر قرائت ها و فهم پذیری ها را باطل و محکوم به نابودی می دانست و مجال طرح و بحث عقلانی این مباحث را نمی داد. پس این نظرات قلیل نیز در لعاب های دیگر و در قالب های غیر از خود رشد کردند و به زایش فهمی چند پاره منجر می شد.
دادگاههای ما استقلال لازم را ندارند، عدم حضور وکیل در مراحل دادرسی در پروندههای مختلف مشاهده میشود، حکم موکلان به وکلا ابلاغ نمیشود. از آنجایی که وکیل میباید از شأن قاضی برخوردار شود و عملا چنین نگاهی در محاکم وجود ندارد. همه این موارد با قوانین مدنی کشور خود ما سنخیت ندارد، چه برسد با استانداردها و میثاقهای حقوق بشری.
برخورد با چنین جنبشی دشوار است. برای حمله به آن باید آن را از تداوم انداخت اما چگونه؟ ایجاد وحشت و ارعاب، اتهام براندازی نرم و سخت،وابستگی به بیگانه، دریافت کمک مالی و... به فعالان آن می تواند ریزش های کوتاه مدتی را سبب شود اما آن را از تداوم نمی اندازد.
گویا هنوز پس از سی سال این مشکل حل نشده و هنوز مدیران دانشگاه تهران به دنبال یونیفورم هستند. ای کاش آقای احمدینژاد این مشکل را هم مانند دیگر مشکلات مملکت با تشکیل یک معاونت جدید و صدور فرمانی قاطع برای همیشه حل کنند. نگران آن روزهایی هم نباشند که در پاسخ به منتقدان خود با تمسخر میگفتند «مگر مشکل مملکت، مو و لباس جوانان است؟»
