علی افشاری عضو سابق شورای مرکزی دفتر تحکیم وحدت در مطلبی که در سایت پایان منتشر ساخته است به مطالب که اخیرا از سوی یکی از وبلاگ نویسان نزدیک به جبهه مشارکت بر ضد ایشان طرح گردیده است پاسخ گفت.

اخیرا عده ای به ترور شخصیت و تهمت پراکنی به اینجانب در محافل خصوصی و عمومی پرداخته اند. اینجانب در طول تمامی سالیان فعالیت به این گونه تخریب ها که عمدتا در آشپزخانه محافل امنیتی ساخته و پرداخته می شود عادت کرده ام و از روز اول که به سیاست پا نهادم می دانستم که باید تحمل خود را بالا برم و فحش ها و تهمت ها را به جان بخرم که حقیقت طلبی و آرمانگرایی در دنیای مسلط سیاسی هزینه های گزافی دارد. ولی اخیرا وابستگان به پاره ای از جریانات شکست خورده در انتخابات ریاست جمهوری اخیر و برخی از افرادی که خود را آماده گرفتن دلارهای آمریکایی کرده اند و اینجانب را رقیب خود فرض می کنند، آتش بیار معرکه شده اند. اگر چه هیچگاه به این سخنان سخیف وقعی ننهاده ام و افکار عمومی و نیروهای سیاسی را آگاه تر از آن دانسته ام که چنین حرفهای بی اساسی بر آنها تاثیر گذار باشد اما شدت پریشان گویی و عمق دروغهای شاخ دار مرا بر آن داشت تا به مصداق آیه شریفه و اذا جاء فاسق بنبا فتبینوا به روشنگری به پردازم.
یکی از آخرین مطالبی که با نهایت کینه توزی و دروغپردازی در این خصوص منتشر شده، مطلبی است که در سایت “الپر” منتشر شده است. متاسفانه آلوده کردن فضای مجازی و عرصه ارزشمند وبلاگ نویسی به درشتگویی و تهمت زنی های بی پایه و اساس از بزرگترین آلودگیهایی است که این عرصه اطلاع رسانی و آگاهی بخشی نوپا را تهدید می کند، بویژه آن هم از سوی کسانی که اسم مستعار برگزیده اند و شهامت بیان اسم واقعی شان را ندارند. البته بدیهی است کسانی که به ترور شخصیت بپردازند همچون تروریستهای فیزیکی باید چهره کریه و غیر انسانی خود را بپوشانند. اما همچنانکه موکدا گفته ام اینجانب برای ادامه تحصیل در مقطع دکتری به آمریکا آمده ام که به طور متعارف از بورسیه ها و امکاناتی که برای دانشجویان دکتری داده می شود استفاده کنم. آگاهان به امور می دانند که هر ساله تعدادی از دانشجویان دانشگاههای برجسته کشور رهسپار دانشگاههای خارجی می شوند و به پاس سوابق آموزشی و علمی شان از این تسهیلات برخوردار می شوند. اما آقای الپر مدعی شده اند یک حضرت آقایی که به وبلاگ سیاسی اینجانب لینک داده اند ” تا توانست از نام جنبش دانشجویی نان خورد و حدیث استخدام او در شرکت تابعه بنیاد مستضعفان و حقوق یک میلیون تومانی و عروسی آنچنانیاش شهره اهل مطلب در تهران است، برداشته با چند نفر از بچههای سابق تحکیمی یا روزنامهنگار تماس گرفته و با وعده کار و تحصیل و تأمین زندگی و امثال اینها از آنها خواسته به جمع اندک دوستان ایشان در آن سوی اقیانوس اطلس بپیوندند. “
ایشان رطب و یابس را به هم بافته اند. اینجانب ده سال از بهترین سالهای عمرم را صرف فعالیت در جنبش دانشجویی کرده ام و همواره به لطف خداوند عملکرد و مواضعم به گونه ای بوده است که از حمایت و همراهی قاطبه دانشجویان برخوردار بوده ام و همواره شخصیت حقیقیم برای حضور در عرصه سیاسی کافی بوده است و نیازی نداشته ام تا از نام جنبش دانشجویی استفاده کنم. بلکه در متن جنبش حضوری فعال داشته ام. کسانی نیاز داشتند از نام جنبش دانشجویی استفاده کنند که در آن محلی از اعراب نداشتند و یا در حاشیه قرار داشتند. همان کاری که حاکمیت و برخی احزاب سیاسی مدعی پدرخواندگی انجام داده و می دهند. آخرین حضورم در شورای مرکزی دفترتحکیم وحدت نیز در شرایطی صورت گرفت که خودم هیچ گونه خبری نداشتم و ابراز تمایلی نیز برای کاندیداتوری نکرده بودم. درغیاب من اعضاء انجمنهای اسلامی دانشجویان دانشگاههای سراسر کشور مرا برگزیده بودند و فقط با توجه به اصرار آنها و احترام به اعتماد و انتخابشان پذیرفتم که در مجموعه فعالیت کنم. حال نمی دانم سه سال تحمل زندان و اذیت و آزار جسمی و روحی فراوان و چهارصد روز انفرادی و تضییقات و محرومیت های فراوان و محکوم شدن به شش سال حبس دیگر کجایش نان خوردن است!!. آقای الپر بهتر است به همانهایی که به سفارششان بر خود زحمت می دهند و می نویسند، بپرسند که من اگر می خواستم از فعالیت سیاسی نان بخورم می توانستم مانند خیلی از کسانی که پس از دوم خرداد به نان و نام دست پیدا کردند از دیوار پستهای دولتی بالا بروم و یا کافی بود گوشه چشمی به صاحبان قدرت کنم تا آنی که در مخیله آقای الپر و همراهانشان نمی گنجد به سویم سرازیر شود.
آقای الپر از همان دوست بسیار دلسوزشان که امیدوارم از سربازان گمنام امام زمان نباشند، بخواهند تا کسانی را که من دعوت کرده ام تا به آنسوی اقیانوس اطلس بپیوندند، اعلام کنند تا سیه روی شود هر که در او غش باشد. من روحم نیز از چنین مسئله ای بی خبر است. نه می دانم رادیوی دانشجویان چیست و نه می دانم دولت آمریکا چه برنامه ای دارد و نه رقابتی با کسی کرده ام.
اینجانب در کارخانه هایی کار کرده ام که سهام عمده آن مربوط به بنیاد مستضعفان بوده است. حضورم به واسطه سوابق آموزشی و فنی ام بوده است. هیچگاه نیز استخدام نشده ام بلکه قرارداد موقت کار یک ساله داشته ام که نیازی به استعلام و گزینش حراست نداشته است. حقوق یک میلیون تومانی نیز نداشته ام. فیش های حقوقی بنده مشخص است. آقای الپر بهتر است فیش های حقوقی یک میلیونی را ارائه دهند تا حداقل اینجانب بتوانم از آنها بهره گیرم. اما آقای الپر، حقوق یک میلیونی برای فارغ التحصیلان کارشناسی ارشد مهندسی صنایع دانشگاه صنعتی امیرکبیر چیز خاصی نیست. عمده هم دوره ای های غیر سیاسی بنده در حال حاضر بنای معیشت خود را سامان داده اند که هیچ بلکه صاحب شرکت نیز شده اند. این سوابق سیاسی مانع رشد اقتصادی بنده بوده است اما با کمال میل پذیرفته ام چنین هزینه هایی را به پردازم. اما گویا عروسی اینجانب به آقای الپر و سفارش دهندگانشان خیلی گران آمده است. عروسی اینجانب عروسی آنچنانی نبود. هزینه های آن نیز به لطف خداوند، خانواده خود و همسرم، کمک های دوستانم و تلاش های شبانه روزیم تامین شده است که مدارکش نیز موجود است.
اما آقای الپر ورود به عرصه خصوصی افراد با کدام شعار حقوق شهروندی که شما از آن دم می زنید سازگار است. آقای الپر اینجانب آمادگی خود را اعلام می کنم تا دارایی ناچیز اینجانب و آنانی که شما در حمایتشان می نویسید مورد بررسی قرار گیرد تا حقیقت معلوم شود. بخصوص آنانی که پس از دوم خرداد در مناصب دولتی جای گرفتند و یا برخی اهالی مطبوعات که به فرموده نوشتند و انبان خود را پر کردند همانگونه که عمده به فرموده نویس های جناح محافظه کار عمل می کنند. امیدوارم شما از آنانی نباشید که به وعده و وعید فریفته باشندتان. البته اکثریت روزنامه نگاران، خبرنگاران در خور تقدیر و سپاس فراوان هستند که در همه حال حرمت قلم را نگه داشتند و شرافتشان را با هیچ چیز معامله نکردند.
اما در مورد اتهامات موارد زیر را بیان می دارم:
۱- ادعای همکاری سیاسی با آقای حسین نامدار و برخورداری اینجانب از منابع مالی ۵۰۰ هزار دلاری که ایشان از میز ایران در وزارت امور خارجه آمریکا دریافت داشته اند از اساس کذب و بی پایه است و نشان از شدت و عمق خواب مستانه تهمت زنندگان دارد.
۲- ارائه طرح ” رادیوی دانشجویی ” و درخواست ” هفتصد هزار دلار ” از کنگره آمریکا از اباطیل دیگری است که کذب محض می باشد. برای اولین بار از وبلاگ آقای الپر مطلب روزنامه نیویورک ساین را دیدم که صحبت از الگوی رادیو دانشجو کرده است که البته آن مطلب هیچ ربطی به استنتاجات و نتیجه گیریهای آقای الپر نداشت و در مطلب آن روزنامه هیچ موردی دال بر افشاگریهای آقای الپر و موردی مربوط به اینجانب وجود نداشت .
۳ - اینجانب تا کنون هیچ طرح و برنامه ای و از جمله رادیو نداشته ام تا چه برسد برای پیگیری آن درخواست کمک از نیروهای داخل کشور بکنم و به آنها وعده پول، تحصیل، کار و آینده داده باشم. بنده برای خودم چنین وعده هایی را متصور نمی بینم وبا دهها مشکل ریز و درشت دست به گریبانم، چه برسد به اینکه بخواهم به دیگران پیشنهاد بدهم.
۴- عده ای ساده اندیش همچون تئوریسین خشونت مذهبی ” مصباح یزدی ” و عده ای پاپوش ساز می پندارند که دلارها در چمدان ها و یا ساختمان کنگره آمریکا توزیع می شود و به راحتی میلیونها و صدها هزار دلار در اختیار مطالبه کنندگان قرار می گیرد. آقای الپر که مدعی همه چیز دانی و هوشیاری بالایی هستند، شایسته است به سایت های مربوطه مراجعه کنند تا ببینند در کنگره پولی به کسی نمی دهند بلکه لایحه دولت و طرحهای پیشنهادی نمایندگان کنگره را تصویب می کنند و به نهاد های اجرایی مربوطه اختیار توزیع بر اساس ظوابط می دهند و آنها هم به صورت علنی اعلام می کنند تا متقاضیان پیشنهادها و طرحهایشان را بدهند. بنده بار دیگر به کسانیکه به این دلار ها چشم دوخته اند اعلام می کنم که نه از آنها برخوردار شده ام و نه بنای استفاده دارم و شخصا چنین مشیی را نمی پسندم بنابراین آسوده خاطر باشید که این حقیر در هیچ شرایطی رقیب نیستم.
۵- بنده فکر می کنم سوابق هر کس به خوبی بیانگر عیار پایبندیش به وطن دوستی و منافع ملی می باشد .در حال حاضر ساختار اقتدار گرای قدرت و حامیان قسم خورده آن از وطن فروشترین عواملی هستند که در طول سالیان گذشته اموال عمومی را به تاراج برده اند و برای خود ثروت اندوخته اند و منافع کشور و مردم را به باد داده اند. کافی است تا اصل از کجا آورده ای برای تمامی صاحب منصبان دو دهه اخیر اجرا شود تا معلوم شود وطن فروش و خائن به منافع ملی کیست؟ و عمق فاجعه حاتم بخشی از کیسه ملت به خارجیها چه می باشد. آقای الپر و امثالهم که برای تداوم ساختار قدرت مردم از هیچ کوششی فروگذار نکرده و نمی کنند و اصلاحات و اصلاح طلبی را به بازی قدرت خواهانه عده ای تنزل می دهند، بیشتر سزاوار اطلاق وطن فروشی هستند. البته کینه توزی و غرض ورزی آنها طبیعی است چون برنامه ” تغییر بنیادین ساختار قدرت و قانون اساسی ” خواب اربابان و سفارش دهندگان مطالب آنانی که به بهایی ناچیز قداست قلم را لکه دار می کنند، آشفته ساخته است و هر کسی را که در تبیین ناکارآمدی اصلاح با استفاده از ساز و کارهای درون قدرت و ضرورت پیگیری اصلاحات ساختاری موثر می بینند، کینه توزانه آماج حمله قرار می دهند! البته بنده حساب کسانی را که از روی عقیده، دغدغه و نوع نگاهشان به منافع ملی و دموکراسی، مدافع رویکرد اصلاح از درون ساختار هستند را جدا می دانم و برای آنان احترام قائل هستم.
در پایان به آقای الپر و دیگر مدعیان، باز موکدا اعلام می کنم که مستندات خود را سریعا اعلام کنند و بدانند سخن دروغ و تهمت دیر نمی پاید و برای همیشه در سایه امن مصونیت قضایی نیز نمی توان پنهان شد. بدانید که دیر یا زود محکمه کشف حقیقت فرا خواهد رسید و آن روز شرمنده کسانی هستند که دامنشان آلوده به افترا، تهمت و دروغگویی است. اینجانب علی رغم اینکه می دانم جانبداری و حمایت ناپیدای دستگاه قضایی به چنین گستاخیها و پرده دریها میدان داده است اما باز هم برای آزمونی دیگر و اتمام حجت، تهمت زنندگان را مورد پیگرد قانونی قرار خواهم داد.



این مشکل بیش از هر جا در جوامع غیر معتقد به هرمنوتیک ایجاد می شد. در این جوامع قرائت حاکم، سایر قرائت ها و فهم پذیری ها را باطل و محکوم به نابودی می دانست و مجال طرح و بحث عقلانی این مباحث را نمی داد. پس این نظرات قلیل نیز در لعاب های دیگر و در قالب های غیر از خود رشد کردند و به زایش فهمی چند پاره منجر می شد.
دادگاههای ما استقلال لازم را ندارند، عدم حضور وکیل در مراحل دادرسی در پروندههای مختلف مشاهده میشود، حکم موکلان به وکلا ابلاغ نمیشود. از آنجایی که وکیل میباید از شأن قاضی برخوردار شود و عملا چنین نگاهی در محاکم وجود ندارد. همه این موارد با قوانین مدنی کشور خود ما سنخیت ندارد، چه برسد با استانداردها و میثاقهای حقوق بشری.
برخورد با چنین جنبشی دشوار است. برای حمله به آن باید آن را از تداوم انداخت اما چگونه؟ ایجاد وحشت و ارعاب، اتهام براندازی نرم و سخت،وابستگی به بیگانه، دریافت کمک مالی و... به فعالان آن می تواند ریزش های کوتاه مدتی را سبب شود اما آن را از تداوم نمی اندازد.
