دکتر ناصر زرافشان به مناسبت فرا رسیدن نوروز ۸۵پیامی منتشر کرده است.
متن کامل پیام این زندانی سیاسی که چهارمین سال دربند بودن در زندان اوین را گذرانده و در مرخصی به سر می برد در زیر آمده است:
” فرا رسیدن نوروز بر همه هم میهنان در سراسر جهان بویژه بر نیروهای میهن پرست و مردم دوست فرخنده باد.
این آیین کهن با خود دو پیام بزرگ دارد ،از یک سو یکی از نشانه های هویت تاریخی و مشترک مردم ماست و با یادآوری این ریشه و هویت مشترک تاریخی ، پیام آور وحدت و هم بستگی است و از سویی دیگر شاید چون پشت به زمستان و رو به بهار و باغ و آبادی دارد ، روشن ، امید بخش و حامل یک حس نیرومند ، نو شوندگی ، امید بخش ، بالندگی و پیروزی است و فرارسیدن هر باره آن با خود این پیام را دارد که هیچ زمستانی نمی پاید و پس از هر زمستانی بهار از راه می رسد.
من نیز به همراه نوروزی که فرا رسیده است برای همه مردم ایران وحدت ،بالندگی و پیروزی آرزو می کنم”.



این روزها 28 مین سالروز به اصطلاح انقلاب فرهنگی، یا در اصطلاح خودم کودتای فرهنگی است. من به این مناسبت نامه را نوشتم. دلیل این است که این اواخر آقایان نوک تیز حمله را متوجه دانشجویان کرده اند. می گویند دانشجو رفیق بازی می کند، شهوترانی می کند. آنها را می گیرند و زندان می کنند و هزار جور فشار به آنها می آورند. دانشگاه و دانشجو دوباره بیش از پیش مظلوم واقع شده اند. هرکس عقده ای و یا مساله ای دارد، آن را سر دانشجویان خالی می کند. همه کاسه کوزه ها بر سر دانشگاه و دانشجویان می شکنند. من پنجاه سال است که با دانشگاهیان سروکار دارم. این ها فرزندان من هستند. در عین حال شاهد سکوتی آزاردهنده هستم. پس تصمیم به نوشتن این نامه گرفتم.
نقش رسانه ها در جوامع امروزی به گونه ای است که جمع کثیری از مدعیان پست مدرنیسم با بودریار، جامعه شناس فرانسوی، هم نوا هستند که : رسانه های همگانی، دیگر آیینه ی واقعیت نیستند بلکه خودِ واقعیت یا حتی واقعی تر از واقعیتند. نمایش های تلویزیونی مربوط به اخبار مهیج و جنجالی روز، نمونه ی خوبی از این دست می باشد زیرا دروغ بافی ها و تحریف هایی که به بینندگان منتقل می کنند فراتر از واقعیت یا همان فرا واقعیت است. اگر نه به این شدت اما به قدر واقعیت، با بودریار همدل باشیم، این چنین بی خیال و بی خبر از کنار این دنیای خوش خط و خال و قابلیت ها و توانایی های آن، آسوده راه طی نمی کنیم.
در دوران رواج بردگی در بازارهای اروپا و آمریکا، انساندوستان زیادی برای لغو آن مبارزه کردند تا سرانجام در این مبارزه موفق شدند. در طول این سالیان، اما، خشونتهای بردگی ادامه داشت و مشاهده آن دل هر انسان آزادهای را میآزرد. مخالفان بردگی در ضمن مبارزه برای لغو آن تا آنجا که در امکان داشتند برای نجات بردگان تلاش میکردند. از جمله، آنان بردگان را میخریدند و آزاد میکردند. امروز که ما شاهد خشونتهای ناشی از اعمال قانون قصاص در مورد تهیدستان هستیم نیز چارهای جز طی کردن این راه نداریم.
