شیرین عبادی، برنده ایرانی جایزه صلح نوبل و از منتقدان حاکمیت روحانی در ایران، می گوید که از سوی یک گروه افراطی تهدید به مرگ شده است.
خانم عبادی که از حقوقدان های باسابقه و فعال در زمینه حقوق بشر است به بی بی سی گفت: “روز چهارشنبه در نامه ای مرا به خاطر مصاحبه ها و گفته هایم تهدید کرده اند که خواهند کشت و هشدار داده اند که این آخرین اخطار است.”
وی از این که این نامه با وجود مراقبت های پلیس مستقیما به داخل خانه او انداخته شده اظهار تعجب کرد: “من در ۶-۷ سال گذشته از این نامه ها زیاد گرفته ام ولی مهم این است که این افراد به در خانه من آمده اند و از سد پلیس گذشته اند. پلیس به دلیل تهدیدهایی که علیه من می شود خانه مرا زیر نظر دارد و من نمی دانم که این ها کی هستند که می توانند از سد پلیس هم رد شوند.”
خبرگزاری فرانسه که نسخه ای از این نامه را به صورت فکس دریافت کرده است می گوید در این نامه خانم عبادی به خیانت به کشور متهم شده است. این نامه از طرف یک گروه ناشناخته که خود را معارض با بهائیان می داند امضا شده است.
خانم عبادی نزدیک به یک سال پیش نیز در نامه به رئیس جمهور وقت ایران محمد خاتمی اعلام کرد عده ای با ارعاب و تهدید قصد دارند مانع ادامه فعالیتهایش شوند و به دنبال پرونده سازی برای او هستند.
شیرین عبادی در نامه خود به محمد خاتمی گفته بود که از امنیت قضایی و جانی برای انجام فعالیتهای اجتماعی خود برخوردار نیست.
خانم عبادی هشدار داد که اگر چنین امنیت و آسایشی برای او که با داشتن جایزه نوبل مورد توجه جهانی است و به نکات حقوقی نیز آگاهی کامل دارد فراهم نباشد، “چگونه میتوان آرامش خاطر و امنیت جانی سایر شهروندانی را که فاقد چنین مزایایی هستند، تامین و تضمین کرد؟”
شیرین عبادی در آن نامه تاکید کرد که تاکنون بارها تهدید به قتل شده است و حتی گروهی قصد کشتن او را داشته اند اما پیش از اقدام به قتل، بازداشت شده اند.
خانم عبادی که در سال ۲۰۰۳ به دریافت جایزه نوبل نائل شد از فعالان حقوق زنان و کودکان در ایران است.



این روزها 28 مین سالروز به اصطلاح انقلاب فرهنگی، یا در اصطلاح خودم کودتای فرهنگی است. من به این مناسبت نامه را نوشتم. دلیل این است که این اواخر آقایان نوک تیز حمله را متوجه دانشجویان کرده اند. می گویند دانشجو رفیق بازی می کند، شهوترانی می کند. آنها را می گیرند و زندان می کنند و هزار جور فشار به آنها می آورند. دانشگاه و دانشجو دوباره بیش از پیش مظلوم واقع شده اند. هرکس عقده ای و یا مساله ای دارد، آن را سر دانشجویان خالی می کند. همه کاسه کوزه ها بر سر دانشگاه و دانشجویان می شکنند. من پنجاه سال است که با دانشگاهیان سروکار دارم. این ها فرزندان من هستند. در عین حال شاهد سکوتی آزاردهنده هستم. پس تصمیم به نوشتن این نامه گرفتم.
نقش رسانه ها در جوامع امروزی به گونه ای است که جمع کثیری از مدعیان پست مدرنیسم با بودریار، جامعه شناس فرانسوی، هم نوا هستند که : رسانه های همگانی، دیگر آیینه ی واقعیت نیستند بلکه خودِ واقعیت یا حتی واقعی تر از واقعیتند. نمایش های تلویزیونی مربوط به اخبار مهیج و جنجالی روز، نمونه ی خوبی از این دست می باشد زیرا دروغ بافی ها و تحریف هایی که به بینندگان منتقل می کنند فراتر از واقعیت یا همان فرا واقعیت است. اگر نه به این شدت اما به قدر واقعیت، با بودریار همدل باشیم، این چنین بی خیال و بی خبر از کنار این دنیای خوش خط و خال و قابلیت ها و توانایی های آن، آسوده راه طی نمی کنیم.
در دوران رواج بردگی در بازارهای اروپا و آمریکا، انساندوستان زیادی برای لغو آن مبارزه کردند تا سرانجام در این مبارزه موفق شدند. در طول این سالیان، اما، خشونتهای بردگی ادامه داشت و مشاهده آن دل هر انسان آزادهای را میآزرد. مخالفان بردگی در ضمن مبارزه برای لغو آن تا آنجا که در امکان داشتند برای نجات بردگان تلاش میکردند. از جمله، آنان بردگان را میخریدند و آزاد میکردند. امروز که ما شاهد خشونتهای ناشی از اعمال قانون قصاص در مورد تهیدستان هستیم نیز چارهای جز طی کردن این راه نداریم.
