انجمن اسلامی دانشجویان دانشگاه خوجه نصیر در مورد وقایع دانشگاه شریف بیانیه ای صادر نمود که متن آن درزیر آ مده است:
باز هم حمله ، باز هم ضرب و شتم ، باز هم حتک حرمت به ساحت دانشگاه .
اما این بار به نام شهدا و با سو استفاده از نام ایشان . آن هم توسط کسانی که با اعمالشان نشان داده اند که هیچ گونه شناختی نسبت به راه شهدا ندارند . آیا حمله و ضرب و شتم عده ای دانشجو ادامه ی راه شهداست ؟ آن هم دانشجویانی که تنها جرمشان این بود که نمیخواستند ” شهادت دفن شود ” .
شهدا وتمامی کسانی که حاضر شدند در راه دفاع از ایران عزیز جان خود را فداکنند ، همواره مورد احترام ما بوده و هستند و اعتراض دانشجویان به دفن پیکر این عزیزان نباید اهانت به آنان تلقی شود ، بلکه دانشجویان میدانستند عده ای قصد دارند با انجام این طرح شهدا را به مصادره ی خویش در بیاورند و به بهانه ی تجدید میثاق با شهدا محیط دانشگاه را به محیطی امنیتی- پلیسی تبدیل کنند ، و چه زود پیش بینی معترضین به علنیت رسید . همه شاهد بودیم که چگونه نیروهای امنیتی و غیر دانشجو درآن روز سحن دانشگاه را تبدیل به جولانگاه خود کرده بودند و به نام دین و به نام شهید با باتوم و وسایل اشک آور به ضرب و شتم دانشجویان پرداختند و در آخر چگونه ریاکارانه به ” مظلومیت شهدا ” گریستند !
آری بابد گریست نه تنها به مظلومیت شهدا بلکه بیشتر از آن به مظلومیت دانشجویان .
دانشگاه متعلق به دانشجویان است ونظر آنان باید همواره در تصمیم گیری هایی مسئولین دانشگاه اعمال گردد ، دلیل بی توجهی مسئولین به اعتراض دانشجویان مخالف این طرح چه بوده ؟ چرا توافقاتی که یک روز پیش از دفن پیکر شهدا ما بین مسئولین و دانشجویان بسته شده بود ، زیر پا نهاده شد ؟ آیا به غیر از این بود که دیگر کنترل این ماجرا از دست رییس دانشگاه خارج شده و به دست نهاد های خارج از دانشگاه افتاده بود ؟
باز هم عدم استقلال دانشگاه ها حادثه ای تلخ و ناگوار را برای جامعه ی دانشجویی به همراه داشت . متاسفانه دولت جدید در گام اول با انتصاب روسای برخی ار دانشگاه ها و در گامهای بعدی با اعمال فشار به مسئولین دانشگاه ها برای اجرای اوامرش به دانشگاه ها دیدی پادگانی داشته و جای تعجب نیست که دیگر اکنون شاهد حضور افرادی در دانشگاه ها باشیم که نه تنها هیچ گونه سنخیتی با دانشگاه و دانشجو ندارند بلکه اگر فرصت بیابند دست به تعطیلی دانشگاه ها خواهند زد .
انتقاد دیگر ما به شیوه برخورد رسانه ها ی دولتی با حوادث رخ داده در دانشگاه شریف است .
همواره شاهد بوده ایم که این دست رسانه ها با پخش کوچکترین حرکت اعتراض آمیز دانشجویان دانشگاه های دیگر کشور ها ، به ویژه آمریکا و اروپا سعی دارند نارضایتی و اعتراض دانشجویان دیگر کشورها را نسبت به دولت مردانشان نشان دهند و برخورد پلیس با آنان را چنان در بوغ و کرنا میکنندکه انگار نه انگار حوادثی بسیار فجیع تر از آنها را در کشور خود شاهدیم . چگونه است که اینان چشم خود را به روی اتفاقاتی که در داخل دانشگاه های کشور میافتد بسته اند ؟ آیا این است رسالت پخش بی طرفانه ی خبر ؟
حوادث رخ داده ی اخیر در دانشگاه صنعتی شریف و قبل از آن دفن پیکر چند شهید دیگر در دانشگاه شهید رجایی پرده از پروژه ای برمیدارد که ممکن است برای دیگر دانشگاه ها نیز تکرار گردد ، ما با اعلام اینکه از هر گونه استفاده ی ابزاری از مقام شهدا مخالفیم ادامه این روند را برای دیگر دانشگاه ها شایسته نمیدانیم .
انجمن اسلامی دانشجویان دانشگاه صنعتی خواجه نصیر الدین طوسی با محکوم کردن این حمله وحشیانه و ضرب و شتم دانشجویان دانشگاه صنعتی شریف و ضمن اعلام همدردی با آنان ، خواستار عذرخواهی مسئولین ذی ربط چه از دانشجویان وچه از خانواده ی معظم شهدا و برخورد با عوامل ضرب و شتم دانشجویان میباشد .



این روزها 28 مین سالروز به اصطلاح انقلاب فرهنگی، یا در اصطلاح خودم کودتای فرهنگی است. من به این مناسبت نامه را نوشتم. دلیل این است که این اواخر آقایان نوک تیز حمله را متوجه دانشجویان کرده اند. می گویند دانشجو رفیق بازی می کند، شهوترانی می کند. آنها را می گیرند و زندان می کنند و هزار جور فشار به آنها می آورند. دانشگاه و دانشجو دوباره بیش از پیش مظلوم واقع شده اند. هرکس عقده ای و یا مساله ای دارد، آن را سر دانشجویان خالی می کند. همه کاسه کوزه ها بر سر دانشگاه و دانشجویان می شکنند. من پنجاه سال است که با دانشگاهیان سروکار دارم. این ها فرزندان من هستند. در عین حال شاهد سکوتی آزاردهنده هستم. پس تصمیم به نوشتن این نامه گرفتم.
نقش رسانه ها در جوامع امروزی به گونه ای است که جمع کثیری از مدعیان پست مدرنیسم با بودریار، جامعه شناس فرانسوی، هم نوا هستند که : رسانه های همگانی، دیگر آیینه ی واقعیت نیستند بلکه خودِ واقعیت یا حتی واقعی تر از واقعیتند. نمایش های تلویزیونی مربوط به اخبار مهیج و جنجالی روز، نمونه ی خوبی از این دست می باشد زیرا دروغ بافی ها و تحریف هایی که به بینندگان منتقل می کنند فراتر از واقعیت یا همان فرا واقعیت است. اگر نه به این شدت اما به قدر واقعیت، با بودریار همدل باشیم، این چنین بی خیال و بی خبر از کنار این دنیای خوش خط و خال و قابلیت ها و توانایی های آن، آسوده راه طی نمی کنیم.
در دوران رواج بردگی در بازارهای اروپا و آمریکا، انساندوستان زیادی برای لغو آن مبارزه کردند تا سرانجام در این مبارزه موفق شدند. در طول این سالیان، اما، خشونتهای بردگی ادامه داشت و مشاهده آن دل هر انسان آزادهای را میآزرد. مخالفان بردگی در ضمن مبارزه برای لغو آن تا آنجا که در امکان داشتند برای نجات بردگان تلاش میکردند. از جمله، آنان بردگان را میخریدند و آزاد میکردند. امروز که ما شاهد خشونتهای ناشی از اعمال قانون قصاص در مورد تهیدستان هستیم نیز چارهای جز طی کردن این راه نداریم.
